عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

275

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

پشيمان است كه چرا نتوانسته است كار خوب انجام دهد و اگر سالم باشد به حال غرور ايمن از كيفر مى نشيند و عمل براى آخرت را تأخير مى افكند اگر به كار كشت دنيا خوانده شود به كار پردازد و اگر بسوى زراعت آخرتش بخوانند تنبلى و كسالت نشان دهد اگر دارا گردد بسرمستى و فتنه در افتد و اگر نادار شود مأيوس گردد و در كار سست شود اگر با او خوبى شود انكار كند و اگر با كس خوبى كند بمنّت گذارى و گردنكشى برخيزد ( و آبروى طرف را پاك بريزد ) و اگر گناهى بر وى عرضه شود باعتماد اين كه توبه كند در آن گناه واقع گردد . 25 إن عزم على التّوبة سوّفها و أصرّ على الحوبة إن عوفى ظنّ أن قد تاب إن ابتلى ظنّ و ارتاب إن مرض أخلص و أناب إن صحّ نسى و عاد و اجترى على مظالم العباد إن أمن افتتن لاهيا بالعاجلة فنسى الأخرة و غفل عن المعاد ( آن شخص دنيا پرست از آخرت بى خبر ) اگر اراده توبه داشته باشد آن را پس اندازد و بر گناه اصرار ورزد اگر تندرستى و عافيت بيند گمان مىكند توبه كرده ( خدا هم توبه‌اش را پذيرفته و او را شفا داده است ) اگر گرفتار بلائى گردد به گمان و شك افتد ( ممكن است مراد آن باشد كه شك در عدالت و حكمت خداوند كند و گمان بد ببرد ) اگر بيمار شود اخلاص به خدا مى ورزد و بسويش بازگشت كند اگر تندرست شود فراموش كرده و بگناه بازگشته و بر ستمكارى بندگان خدا دلير گردد اگر ايمن از بلا و گرفتارى و ندارى شود مفتون دنيا و به سرگرم بازى با چيز زود گذر شده و آخرت را فراموش و از بازگشت غافل شود و اين مطالب هر كدام به صورت واحده در نسخه‌ها است و پيوست هم نوشته نشده لكن چون از حيث معنى يكنواخت و در نكوهش شخصى كه مورد نكوهش حضرت بوده است بودند لذا تمام را در يك شماره رديف هم ذكر كرديم مترجم ) . 26 إن كانت الرّعايا قبلى تشكو حيف رعاتها فإنّى اليوم أشكوا حيف رعيّتى كأنّى المقود و هم القادة و الموزع و هم الوزعة : چه توان كرد كه اغلب مردم را بايد پيشوائى خشن و تند خو اداره كند كه لااقلّ حقّ و باطل را بهم در آميزد و مردم دنيا زير بار حكومت حقّ خالص كمتر مى روند و به همين جهة كار پيشواى حق كمتر بسامان مى رسد و فرامينش در اثر عدم ترس و شكنجه اجرا نمى شود فلذا ) اگر رعيّتهاى پيش از من از دست جور حكّام و رعاة بناله و فرياد بودند و